اشعار عباس معروفی

اشعار عباس معروفی,دیوان اشعار عباس معروفی,شعر عباس معروفی,شعر عباس معروفی در مورد تولد,شعر عباس معروفی,شعر عباس معروفی در مورد تولد

اشعار عباس معروفی

در این مطلب سعی کرده ایم حدود 100 شعر از اشعار زیبا را در مورد عباس معروفی برای شما تهیه نماییم.برای دیدن این اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید

حضورش برایم اهمیتی نداشت

اما غیبتش خیلی آزاردهنده بود…

شعر یاد خدا , شعر در مورد یاد خدا , شعر درباره یاد خدا , شعر در وصف یاد خدا

اشعار عباس معروفی

مگر نمی‌ شود

آدم سال‌های بعد را به یاد بیاورد

و برای خودش گریه کند؟

شعر یار , شعر در مورد یار , شعر درباره یار , شعر در وصف یار

دیوان اشعار عباس معروفی

به انگشت هایت بگو

لب های مرا ببوسند .. 

 به انگشت هایت بگو

راه بیفتند روی صورتم

توی موهام .. 

شعر وطن , شعر در مورد وطن , شعر درباره وطن , شعر در وصف وطن

شعر عباس معروفی

قدم زدن در این شب گرم

حالت را خوب می کند ..

گل من!

شعر باران , شعر در مورد باران , شعر درباره باران , شعر در وصف باران

شعر عباس معروفی در مورد تولد

گاهی نفس عمیق بکش و

نگذار تنم از حسودی بمیرد ..

شعر بچه , شعر در مورد بچه , شعر درباره بچه , شعر در وصف بچه

شعر عباس معروفی

با خیالت زندگی می کنم

و با خودت عاشقی.

شعر ماه فروردین , شعر در مورد ماه فروردین , شعر درباره ماه فروردین , شعر در وصف ماه فروردین

شعر عباس معروفی در مورد تولد

کاش دو بار زاده می شدم؛

یکی برای مردن در آغوش تو،

یکی برای تماشای عاشقی کردنت!

شعر کافه , شعر در مورد کافه , شعر درباره کافه , شعر در وصف کافه

اشعار عباس معروفی

اگر ازت دور نباشم

چه جوری برایت دلتنگی کنم؟

شعر چپ دست ها , شعر در مورد چپ دست ها , شعر درباره چپ دست ها , شعر در وصف چپ دست ها

دیوان اشعار عباس معروفی

گل قشنگم !

اگر کنارت نباشم

بوی گل و طعم بوسه هات

یادم می رود

شعر حج , شعر در مورد حج , شعر درباره حج , شعر در وصف حج

شعر عباس معروفی

بودن یا نبودن

پلک زندگی ماست

در یکی تاب می خوریم

در یکی بی تاب می شویم

و من

در هر پلکی

یکبار دیدنت را می بازم

شعر جوانی , شعر در مورد جوانی , شعر درباره جوانی , شعر در وصف جوانی

شعر عباس معروفی در مورد تولد

دست هات دلم را برد

گفته بودم؟

حالا دست های تو

تمام ثروت من است

شعر بهشت , شعر در مورد بهشت , شعر درباره بهشت , شعر در وصف بهشت

شعر عباس معروفی

اگر باد نبود

کنارم بند می‌شدی

همین‌جا که می‌دانی

شعر چرخ گردون , شعر در مورد چرخ گردون , شعر درباره چرخ گردون , شعر در وصف چرخ گردون

شعر عباس معروفی در مورد تولد

اگر باد نبود

آسمانم را سراسر ابر نمی‌گرفت

و من

این همه دلتنگ نمی‌شدم ابرآلود

این همه در دلم نمی‌باریدم  …

و این همه از شوق آفتاب نمی‌آمدم کنار پنچره

شعر جدایی , شعر در مورد جدایی , شعر درباره جدایی , شعر در وصف جدایی

اشعار عباس معروفی

همیشه خیال می‌کردم

تو می‌آیی

و من آمدنت را تماشا می‌کنم

همیشه،

باد، پنجره را به هم کوبید

و باران ِ تندی گرفت!!

شعر جاده , شعر در مورد جاده , شعر درباره جاده , شعر در وصف جاده

دیوان اشعار عباس معروفی

بوی تنت

مرا برمی‌گرداند

به دوران پیش از خودم

پیش از آن که باشم.

مگر پیش از تو

سیب هم وجود داشت؟

شعر چهره زیبا , شعر در مورد چهره زیبا , شعر درباره چهره زیبا , شعر در وصف چهره زیبا

شعر عباس معروفی

حتی یک نفر در این دنیا

شبیه تو نیست…

نه در نفس کشیدن،

نه در نفس نفس نفس زدن،

و نه از قشنگی…

 نفس مرا بند آوردن!!

شعر چای , شعر در مورد چای , شعر درباره چای , شعر در وصف چای

شعر عباس معروفی در مورد تولد

بی‌خوابی‌ام را

یک شب در آغوش تو چاره می‌کنم!

عشق من

بی‌تابی‌ام را چه کنم …؟

شعر دختر , شعر در مورد دختر , شعر درباره دختر , شعر در وصف دختر

شعر عباس معروفی

من فکر می‌کنم

جاذبه‌ی تو از خاک نبوده

از آسمان بوده

از سیب نبوده

از دست‌‌هات بوده

از خنده‌هات

موهات

و نگاه برهنه‌ات

که بر تنم می‌ریخت

شعر استاد , شعر در مورد استاد , شعر درباره استاد , شعر در وصف استاد

شعر عباس معروفی در مورد تولد

به زودی در آغوشت می گیرم

می خواهم توی بغلت

همه اش بمیرم

و تو مدام بوسم کنی

تا خدا به بودنش شک کند!

می شود؟

شعر باد , شعر در مورد باد , شعر درباره باد , شعر در وصف باد

اشعار عباس معروفی

قلمرو موسیقی

قلب است

جایی که تو راه می روی

همه آهنگ ها

از موهای تو

به آسمان می رسد،

بخند.

شعر یاد دوست , شعر در مورد یاد دوست , شعر درباره یاد دوست , شعر در وصف یاد دوست

دیوان اشعار عباس معروفی

می شود پرتقالم را

بیاورم توی تخت‌خواب؟

قول می دهم پرتقالی نشوی.

شعر آرامش , شعر در مورد آرامش , شعر درباره آرامش , شعر در وصف آرامش

شعر عباس معروفی

قلمرو تو چشم است

در هوایی بارانی

دارم تمام می شوم،

بیا.

شعر آفتاب , شعر در مورد آفتاب , شعر درباره آفتاب , شعر در وصف آفتاب

شعر عباس معروفی در مورد تولد

تو بخواه

تا من برایت بمیرم

به طمع یک بوسه

با طعم نارنجی

یا هر رنگی تو بخواهی

شعر آینه , شعر در مورد آینه , شعر درباره آینه , شعر در وصف آینه

شعر عباس معروفی

هرچقدر هم که عاشقت باشم

نمی توانم عاشقی ام را

به تو ترجیح دهم

هر چقدر که عاشقی بلد باشم

خرج تو می کنم

شعر دروغ , شعر در مورد دروغ , شعر درباره دروغ , شعر در وصف دروغ

شعر عباس معروفی در مورد تولد

آقای من!

به جاش

تو برای من لبخند بزن.

می شود؟

شعر خبر خوش , شعر در مورد خبر خوش , شعر درباره خبر خوش , شعر در وصف خبر خوش

اشعار عباس معروفی

همه ی کوچه ها را گشته ام

ایستگاه ها، فرودگاه ها، پارک ها

کافه های شلوغ

پاتوق های کوچک

خیابان ها و میدان ها

شعر یتیم نوازی , شعر در مورد یتیم نوازی , شعر درباره یتیم نوازی , شعر در وصف یتیم نوازی

دیوان اشعار عباس معروفی

حالا من

به آسمان هم

نگاه نمی کنم

زیرا در آنجا هم نیستی

آب شده ای در چشم هام

یک قطره ی پاک

شعر حسود , شعر در مورد حسود , شعر درباره حسود , شعر در وصف حسود

شعر عباس معروفی

خانه را هم گشته ام

بانوی من!

می شود کمد لباس را باز کنم

تو آنجا باشی و بخندی باز؟

می شود؟

شعر حماقت , شعر در مورد حماقت , شعر درباره حماقت , شعر در وصف حماقت

شعر عباس معروفی در مورد تولد

کاش می شد حرف نزنم

و فقط دست‌هات را

روی تنم لمس کنم.

شعر خاطره , شعر در مورد خاطره , شعر درباره خاطره , شعر در وصف خاطره

شعر عباس معروفی

در نور شمع

زن تری؛

در آفتاب صبح که چشم باز می‌کنی

فرشته تر؛

و من بین این دو زیبایی ِ با شکوه

عاشقانه آونگ شده ام

شعر خانواده , شعر در مورد خانواده , شعر درباره خانواده , شعر در وصف خانواده

شعر عباس معروفی در مورد تولد

دوستت ﺩﺍﺭﻡ

ﻣﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻣﯽﺭﯾﺰﺩ ﺗﻮﯼ ﺩﺳﺖﻫﺎﻡ

ﺑﺎﻫﺎﺵ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟

ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻣﺶ ﮔﻮﺷﻪﻫﺎﯼ ﻟﺒﺖ؟

ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺵ ﺩﺍﺭﻡ

ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﻧﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ ﺑﺮﯾﺰﻡ؟

شعر دنیا , شعر در مورد دنیا , شعر درباره دنیا , شعر در وصف دنیا

اشعار عباس معروفی

وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیشتر تنهاست.

چون نمی تواند

به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.

و اگر آن آدم کسی باشد

که تو را به سکوت تشویق می کند، تنهایی تو کامل می شود

شعر دیدار , شعر در مورد دیدار , شعر درباره دیدار , شعر در وصف دیدار

دیوان اشعار عباس معروفی

آخرین بار

که داشتی تنت را

به من شیرفهم می‌کردی

فهمیدم پرواز

دست‌نیافتنی نیست

پرنده‌ام را بغل کردم

و در عطر نارنج‌هات

شناور شدم.

شعر دست , شعر در مورد دست , شعر درباره دست , شعر در وصف دست

شعر عباس معروفی

تو لیلی نیستی

من اما

مجنون حرف هات می شوم

دیوانه ی دست هات

مبهوت خنده هات

شعر بخت و اقبال , شعر در مورد بخت و اقبال , شعر درباره بخت و اقبال , شعر در وصف بخت و اقبال

شعر عباس معروفی در مورد تولد

گل قشنگم

شیرین نیستی

ولی من

صخره های شب را

آنقدر می تراشم

تا خورشیدم طلوع کند

و تو

در آغوشم بخندی.

شعر دوست داشتن , شعر در مورد دوست داشتن , شعر درباره دوست داشتن , شعر در وصف دوست داشتن

شعر عباس معروفی

ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻟﺐ ﻫﺎﺕ

ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﭘﺮﺕ ﮐﺮﺩﻩ؟

ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ

ﺩﻟﺘﻨﮓ “ﺗـــﻮ” ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ

ﺗﺎ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ؟

یک‌بار ﺑﺨﻮﺍﺏ،

ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻨﺸﯿﻦ ﻭ

ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺁﺭﺍﻣﺖ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ …

شعر یزد , شعر در مورد یزد , شعر درباره یزد , شعر در وصف یزد

شعر عباس معروفی در مورد تولد

عشقم به تو

خارج از تحمل خداست!

بگو چه ‌کنم؟

آقای من!

شعر خانه , شعر در مورد خانه , شعر درباره خانه , شعر در وصف خانه

اشعار عباس معروفی

حسرت دست‌هات مانده

به چشم‌هام

به خواب‌هام

به کش و قوس‌های تنم.

در حسرت دست‌هات

پرپر می‌زنم

شعر روزگار , شعر در مورد روزگار , شعر درباره روزگار , شعر در وصف روزگار

دیوان اشعار عباس معروفی

می دانی؟

هیچ کدام از اینها را که گفتم

اصلاً نمی خواهم

فقط باش

همین

شعر صلح و آشتی , شعر در مورد صلح و آشتی , شعر درباره صلح و آشتی , شعر در وصف صلح و آشتی

شعر عباس معروفی

بانوی من!

از شانه‌هات شروع کنم برسم به دست‌هات

یا از دست‌هات بروم بالا؟

یک وقت نگاهم نکنی!

دستپاچه می‌شوم

لب‌هات را می‌بوسم

شعر حضرت ابوالفضل العباس , شعر در مورد حضرت ابوالفضل العباس , شعر درباره حضرت ابوالفضل العباس , شعر در وصف حضرت ابوالفضل العباس

شعر عباس معروفی در مورد تولد

نوشته‌هات را بزرگ می‌کنم

می‌چسبانم به آینه

که به جای خودم

تو لبخند بزنی

شعر ثروت , شعر در مورد ثروت , شعر درباره ثروت , شعر در وصف ثروت

شعر عباس معروفی

من؟

من با صدای نفس کشیدنت هم

عاشقی می کنم

حتی اگر آرام و بی صدا

خودم را بگذارم در دست‌هات

و بروم

حتی وقتی از کنارت رد شوم

برای پرت نشدن حواست

بوی تنت را پُک بزنم

شعر حضرت فاطمه , شعر در مورد حضرت فاطمه , شعر درباره حضرت فاطمه , شعر در وصف حضرت فاطمه

شعر عباس معروفی در مورد تولد

نه!

تو را با هیچ چیز عوض نمی‌کنم

حتی با زندگی

شعر حضرت زینب , شعر در مورد حضرت زینب , شعر درباره حضرت زینب , شعر در وصف حضرت زینب

اشعار عباس معروفی

این سه تا نقطه را برای تو گذاشته‌ام

عشق من!

همیشه اینها نشانه‌ی سانسور نیست

هزار حرف و تصویر و خاطره

در آن خوابیده

مثل من که وقتی نگاهت کنم

سه نقطه بیش‌تر نمی‌بینم

تو

من

و خدا

که از دیوانگی سر به بیابان گذاشت!

شعر ماه آبان , شعر در مورد ماه آبان , شعر درباره ماه آبان , شعر در وصف ماه آبان

دیوان اشعار عباس معروفی

ﺗﻮ اﻧﺘﺨﺎب ﻣﻦ ﻧﺒﻮدی

ﻋﺸﻖ من!

ﺳﺮﻧﻮﺷﺘﻢ ﺑﻮدی

ﺗﻨﻬﺎ اﻧﮕﻴﺰه ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ

در اﻳﻦ واﻧﻔﺴﺎی ﺷﻠﻮغ

در اﻳﻦ زﻧﺪﮔﻲ ﺑﻲ اﻋﺘﺒﺎر

شعر ماه آذر , شعر در مورد ماه آذر , شعر درباره ماه آذر , شعر در وصف ماه آذر

شعر عباس معروفی

همین دست‌های توست

که وجود تنم را شهادت می‌دهد

عشق من!

گفته بودم بدون دست‌هات

نیست می‌شوم؟

نگاهم کن...

شعر تواضع , شعر در مورد تواضع , شعر درباره تواضع , شعر در وصف تواضع

شعر عباس معروفی در مورد تولد

چشمان تو

معنای تمام جمله های ناتمامی ست

که عاشقان جهان

دستپاچه در لحظه دیدار فراموشی گرفتند

و از گفتار بازماندند

شعر مو , شعر در مورد مو , شعر درباره مو , شعر در وصف مو

شعر عباس معروفی

کاش می توانستم

ای کاش خودم را

در چشم های تو حلق آویز کنم

شعر تابستان , شعر در مورد تابستان , شعر درباره تابستان , شعر در وصف تابستان

شعر عباس معروفی در مورد تولد

تو خوابیده ای آرام

و من پشت پلک تو آنقدر می بارم

تا پنجره را باز کنی ..

دستهات را زیر باران بگیری و

بخندی

شعر یلدا , شعر در مورد یلدا , شعر درباره یلدا , شعر در وصف یلدا

اشعار عباس معروفی

دست هات دلم را برد

گفته بودم؟

حالا دست های تو

تمام ثروت من است.

شعر اعتماد , شعر در مورد اعتماد , شعر درباره اعتماد , شعر در وصف اعتماد

دیوان اشعار عباس معروفی

گفت :

بی معرفت !

چجوری عواطف و خاطرات را قورت دادی؟؟

هسته ی آلبالو که نبود !

شعر روزه , شعر در مورد روزه , شعر درباره روزه , شعر در وصف روزه

شعر عباس معروفی

فقط بگو

خـــــدا تو را …

برای من ساخت؟

یا مرا برای تو ،

ویران کرد؟

کدام؟

شعر سفر , شعر در مورد سفر , شعر درباره سفر , شعر در وصف سفر

شعر عباس معروفی در مورد تولد

خدا نکند آدم چیزی یا کسی را گم کند

مثل سوزن می‌شود

که اگر تمام خانه را زیر و رو کنی پیداش نمی‌کنی

فرش را وجب به وجب دست میمالی اما نیست.

فکر می‌کنی خوب حتما یک جایی گذاشته‌ام

که حالا یادم نیست

بعد بی‌آنکه یادت باشد

از ته دل فریاد جگر خراشی می‌کشی و می‌نشینی…

شعر ماه شهریور , شعر در مورد ماه شهریور , شعر درباره ماه شهریور , شعر در وصف ماه شهریور

شعر عباس معروفی

بانوی پاییزان!

اگر هرشب

موهایت را نفس نمی کشیدم

که نمی فهمیدم خدا عاشق نگاه مست توست….

شعر طبیعت , شعر در مورد طبیعت , شعر درباره طبیعت , شعر در وصف طبیعت

شعر عباس معروفی در مورد تولد

هیچکس به اندازه ی من

خدا را دوست ندارد

هیچکس به اندازه ی تو

مرا دوست ندارد

و هیچکس به اندازه ی خدا

…تو را دوست ندارد

می بینی؟

می بینی در چه چرخه ای

عاشقت شده ام؟

شعر ماه تیر , شعر در مورد ماه تیر , شعر درباره ماه تیر , شعر در وصف ماه تیر

اشعار عباس معروفی

پدر خیال می کرد،

آدم وقتی در حجره ی خودش تنها باشد تنهاست

نمی دانست که تنهایی را

فقط در شلوغی میشود حس کرد.

شعر امام محمد باقر , شعر در مورد امام محمد باقر , شعر درباره امام محمد باقر , شعر در وصف امام محمد باقر

دیوان اشعار عباس معروفی

روزگار نکبتی شده …

آنقدر که آدم دلش میخواهد

مدام به خاطره هاش چنگ بیاندازد

و آنجاها دنبال چیزی بگردد …

شعر پدر و دختر, شعر در مورد پدر و دختر, شعر درباره پدر و دختر, شعر در وصف پدر و دختر

شعر عباس معروفی

چشمانت را نمی فهمم

هیچ وقت ارتباط برقرار نکردم

با هنرهای مفهومی !

با من سنتی

به زبان ساده ی نوازش؛

با دستانت !

حرف بزن …

شعر زن, شعر در مورد زن, شعر درباره زن, شعر در وصف زن

شعر عباس معروفی در مورد تولد

من از هفت سنگ می‌ ترسم !

می‌ترسم آنقدر سنگ روی سنگ بچینم

که دیواری، ما را از هم بگیرد

بیا لِی‌لِی بازی کنیم

که در هر رفتنی

دوباره برگردیم …

شعر توبه , شعر در مورد توبه , شعر در وصف توبه , شعر درباره توبه

شعر عباس معروفی

من

همه ی ابر های آسمان را

گریه می کنم

تو

همه ی خورشید های خدا را

بتاب!

شعر زیبایی , شعر در مورد زیبایی , شعر در وصف زیبایی , شعر درباره زیبایی

شعر عباس معروفی در مورد تولد

اگر روزی

جز شادی تو

چیز دیگری ازت خواستم

به عشق من به دستانت شک کن …

شعر زلف , شعر در مورد زلف , شعر در وصف زلف , شعر درباره زلف

اشعار عباس معروفی

همــه خــوابند

حالا فقط …

من بیــدارم …

و تو …

و خــاطره …

خدا هم هســت…

شعر نامردی , شعر در مورد نامردی , شعر در وصف نامردی , شعر درباره نامردی

دیوان اشعار عباس معروفی

گاهی حضور کسی اهمیت ندارد

اما غیبتش

خیلی آزاردهنده خواهد بود.

شعر وفاداری , شعر در مورد وفاداری , شعر در وصف وفاداری , شعر درباره وفاداری

شعر عباس معروفی

شعر چکیده‌ ی ناب تمام زنان جهان است

که در تو زندگی می‌ کند !

شعر هنر و هنرمند , شعر در مورد هنر و هنرمند , شعر در وصف هنر و هنرمند , شعر درباره هنر و هنرمند

شعر عباس معروفی در مورد تولد

وقتی هستی

دست های من

مهریه ی تن توست.

شعر وداع , شعر در مورد وداع , شعر در وصف وداع , شعر درباره وداع

شعر عباس معروفی

وقتی نیستی

دلم میخواهد دست هام را

از زندگی ام کنار بگذارم

شعر هجرت , شعر در مورد هجرت , شعر در وصف هجرت , شعر درباره هجرت

شعر عباس معروفی در مورد تولد

وقتی هستی

دست های من

به اندامت چه می آید!

شعر همدلی , شعر در مورد همدلی , شعر در وصف همدلی , شعر درباره همدلی

اشعار عباس معروفی

وقتی نیستی این دستهای از تو بی خبر

گیاهی مرده است.

که خواب آن را برده است.

حالا

دست های تو کجاست

که از آن سراغ تنم را بگیرم؟

شعر یمن , شعر در مورد یمن , شعر در وصف یمن , شعر درباره یمن

دیوان اشعار عباس معروفی

تو را

با رنگ کلمات ننویسم

چه کنم؟

شعر یادگاری , شعر در مورد یادگاری , شعر در وصف یادگاری , شعر درباره یادگاری

شعر عباس معروفی

تن تو

معبد ستایش من است

که بابوسه هام

با چشم هام

با دست هام

به عرش می رسانمش.

شعر بهار , شعر در مورد بهار , شعر در وصف بهار , شعر درباره بهار

شعر عباس معروفی در مورد تولد

دهان تو

کائنات زیباترین واژگان است

معبد وقار و ناز

خانه ی پرتقال و خرمالوست

با دست هام خودم

پرتقال و خرمالو

به دهانت می گذارم

بانوی من!

شعر راه , شعر در مورد راه , شعر در وصف راه , شعر درباره راه

شعر عباس معروفی

بگذار رذیلت های حکیمانه

در روزنامه های زرد

از یاد برود

بگذار نسخه با باد برود.

شعر رهایی , شعر در مورد رهایی , شعر در وصف رهایی , شعر درباره رهایی

شعر عباس معروفی در مورد تولد

لب های تو

وقتی اسم مرا صدا می کنی

چشمه ی زلال طبیعت است

آواز پر جبرئیل

گلخانه ی خدا

شعر ذلت , شعر در مورد ذلت , شعر در وصف ذلت , شعر درباره ذلت

شعر عباس معروفی

از این تنهایی هزارساله

خسته‌ام

از این که صدای تو را بشنوم

خیال کنم وهم بوده

این که هرچی بخواهم بخرم

می گویم حالا نه

شعر ساز , شعر در مورد ساز , شعر در وصف ساز , شعر درباره ساز

شعر عباس معروفی در مورد تولد

خوشبختی

تعریف های گونه گون دارد

به تعداد آدم های دنیا.

عمر من یکی

به خوشبختی قد نمی دهد

گل قشنگم!

می دانم در انتظار تو

فرو می شکند

و تو خوب می دانی که من

خوشبختی نمی خواهم

تو را می خواهم.

اشعار عباس معروفی